پسر رو قدر مادر دان که دائم کشد رنج پسر بیچاره مادر
برو بیش از پدر خواهش که خواهد تو را بیش از پدر بیچاره مادر
نگهداری کند نه ماه و نه روز تو را چون جان به بر بیچاره مادر
از این پهلو به آن پهلو نگردد شب از بیم خطر بیچاره مادر
اگر یک سرفه بیجا نمایی نخوابد تا سحر بیچاره مادر
چو بیرون می روی تا بازگردی بود چشمش به در بیچاره مادر
تمام حاصلش از زحمت این است که دارد یک پسر بیچاره مادر




قربان وجودت که وجودم ز وجودت به وجود آمده مادر





آبروی اهل دل از خاک پای مادر است این جماعت هرچه دارد از دعای مادر است
آن بهشتی را که قرآن کرده است توصیف آن صاحب قرآن بگفتا زیر پای مادر است
برچسب:
نویسنده: آریا قربانی