گفتگوی خانم حضرت زینب کبری (س) با جد بزرگوارشان

خرید بک لینک
هنگامیکه خانم حضرت زینب کبری (س) همراه کاروان کربلا به درب مسجد حضرت رسول اکرم (ص) رسیدند، بازوی در را گرفت و ندا کرد : " یا جداه! انی ناعیه الیک اخی حسین " . ای جد بزرگوار همانا برادرم حسین (ع) را کشتند و من خبر شهادت او را برای شما آوردم .

برخیز حال زینب (س) خونین جگر بپرس

از دختر ستمزده حال پسر بپرس

با کشتگان به دشت بلا گر نبوده ای

من بوده ام حکایتشان سر به سر بپرس

از ماجرای کوفه و از سرگذشت شام

یک قصه ناشنیده حدیث دگر بپرس

از کودکانت از سفر کوفه و دمشق

پیمودن منازل و رنج سفر بپرس

دارد سکینه از تن صد پاره اش خبر

حال گل شکفته ز مرغ سحر بپرس

از چشم اشکبار و دل بیقرار ما

کردیم چون به سوی شهیدان گذر، بپرس

بال و پرم ز سنگ حوادث به هم شکست

برخیز حال طائر بشکسته پر بپرس.

دلنوشته...

ما را در سایت دلنوشته دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 9:17

صفحه بندی